سلام،
فرا رسیدن عید سعید فطر بر شما تهنیت باد.
به کوشش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، و با همکاری آقای فریدون شهبازیان به عنوان آهنگساز و آقای احمد شاملو به عنوان دکلمه خوان، آلبومی با صدای استاد شجریان در ابوعطا اجرا و به بازار عرضه شد که نام آن را رباعیات خیام گذاردند. اینک آثار آوازی این آلبوم را که مشتمل بر ۶ رباعی از حکیم عمر خیام است، تقدیم میکنم:
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی باده ارغوان نمیباید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست
می نوش که عمر جاودانی اینست
خود حاصلت از دور جوانی اینست
هنگام گل و مل است و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی اینست
هنگام سپیدهدم، خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحهگری
یعنی که نمودند در آیینه صبح
کز عمر، شبی گذشت و تو بیخبری
این قافله عمر، عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی! غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
یا از پس صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه، امید بر دمیدن بودی
از من رمقی به سعی ساقی ماندهاست
از صحبت خلق، بیوفایی ماندهاست
از باده نوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی ماندهاست
سلام،
در آستانه میلاد مسعود حضرت امام حسن مجتبی (ع) اجازه دهید غزلی منسوب به حضرت حافظ را که جناب شجریان در بیات ترک با همنوازی سه تار مرحوم احمد عبادی و تنبک مرحوم ناصر افتتاح در برنامه گلهای تازه ۱۴۴ اجرا کرده بودند، تقدیم کنم:
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که من
زدهام فالی و فریادرسی میآید
زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس
سوی آنجا به امید قبسی میآید **
هیچ کس نیست که در کوی تواش کاری نیست
هرکس آنجا به طریق هوسی میآید **
کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست
این قدر هست که بانگ جرسی میآید
جرعهای ده که به میخانه ارباب کرم
هر حریفی ز پی ملتمسی میآید
دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است
گو بیا خوش که هنوزش نفسی میآید
خبر بلبل این باغ بپرسید که من
نالهای میشنوم کز قفسی میآید
یار دارد سر صید دل حافظ، یاران
شاهبازی به شکار مگسی میآید
** این ابیات در آواز نیامده است.
سلام،
دوستداران استاد شجریان حتما میدانند که ایشان در سال ۱۳۷۱ کنسرتی را در آمریکای شمالی اجرا کردند که بخشی از مجموعه آثار آن در آلبوم آسمان عشق عرضه شده بود. ولی یکی از آوازهای این اجرا که در آلبوم مذکور عرضه نشد، غزلی است از حضرت مولانا جلالالدین که در سهگاه اجرا شده و همنوازان آن آقایان جمشید عندلیبی (نی)، داریوش پیرنیاکان (تار) و همایون شجریان (تمبک) بودهاند.
دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس
چشم من اندر نگر از می و ساغر مپرس
جوشش خون را ببین از جگر مومنان
وز ستم و ظلم آن طره کافر مپرس **
سکه شاهی ببین در رخ همچون زرم
نقش تمامی بخوان، پس تو ز زرگر مپرس **
عشق چو لشکر کشید، عالم جان را گرفت
حال من از عشق پرس، از من مضطر مپرس
هست دل عاشقان همچو دل مرغ ازو
جز سخن عاشقی نکته دیگر مپرس **
خاصیت مرغ چیست؟ آن که ز روزن پرد
گر تو چو مرغی بیا، بر پر و از در مپرس **
چون پدر و مادر عاشق هم عشق اوست
بیش مگو از پدر، بیش ز مادر مپرس **
هست دل عاشقان همچو تنوری به تاب
چون به تنور آمدی جز که ز آذر مپرس
مرغ دل تو اگر عاشق این آتش است
سوخته پر خوشتری، هیچ تو از پر مپرس
گر تو و دلدار، سر هر دو یکی کردهاید
پای دگر کژ منه، خواجه از این سر مپرس
دیده و گوش بشر، دان که همه پر گل است
از بصر پر وحل، گوهر منظر مپرس **
چون که بشستی بصر از مدد خون دل
مجلس شاهی توراست، جز می احمر مپرس **
** این ابیات در آواز نیامده است.