سلام،
امیدوارم ایام همگان به کام باشد. در سال ۱۳۷۸ کنسرتی در باغ چهلستون اصفهان برگزار شد که رهبری ارکستر آن را استاد فرهاد فخرالدینی بر عهده داشت و از جمله برنامههای اجرا شده آن، اجرای شعری از شادروان فریدون مشیری بود که توسط استاد شجریان در دستگاه ماهور ارائه شد. در این کنسرت مرحوم مشیری نیز شعر خود را قرائت کرد. با نکوداشت یادش، شعر امروز را تقدیم میکنم:
نفس می زند موج،
نفس میزند موج،
ساحل نمیگیردش دست،
پس میزند موج
فغانی به فریادرس میزند موج
من آن رانده مانده بیشکیبم،
که راهم به فریادرس بسته،
دست فغانم شکسته
زمین، زیر پایم تهی میکند جای،
زمان در کنارم عبث میزند موج
نه در من غزل میزند بال،
نه در دل هوس میزند موج
رها کن، رها کن،
که این شعله خرد، چندان نپاید،
یکی برق سوزنده باید،
کزین تنگنا ره گشاید،
کران تا کران خار و خس میزند موج
گر این نغمه، این دانه اشک،
در این خاک رویید و بالید و بشکفت،
پس از مرگ بلبل ببینید،
چه خوش بوی گل در قفس میزند موج
سلام،
خداي را سپاس ميگويم كه توفيق تحرير يادداشتهايي در معرفي آثار استاد شجريان را تاكنون يافتهام. اينك دويستمين يادداشتم در معرفي آثار فاخر اين استاد گرانمايه را مينگارم. اجازه ميخواهم قبل از تقديم يادداشت امروز، قسمتي از اولين يادداشت خود را كه به ذكر اهداف و دلایل تحرير اين وبلاگ اختصاص داشت تقديمتان نمايم:
ترديدي نيست كه نام آقاي محمدرضا شجريان در آسمان هنر موسيقي ايران تا هميشه تاريخ خواهد درخشيد. چراكه آثار ايشان نه تنها از حيث آواز, كه از حيث قوت موسيقايي و از آن مهمتر, انتخاب اشعار, كم نظير و ارزشمند است.عموم كساني كه نيوشنده آثار اين استاد گرانمايه بودهاند, تصديق مي كنند كه در برخي موارد شيوه صحيح خواندن اشعار بزرگاني چون حافظ, سعدي, مولانا و... را از ميان آوازهاي شجريان آموخته يا دريافته اند. نوروزهاي دهه گذشته را به خاطر بياوريد و كارتهاي تبريك نوروزي را كه بازتاب اشعار آوازهاي شجريان است و مثالهايي از اين دست فراوانند.
در طول ساليان ماضي, نام محمدرضا شجريان كه خود را (خاك راه مردم ايران زمين) ميخواند, بسيار در رسانه ها و محافل بازتاب داشته است. مواضع سياسي, اجتماعي و فرهنگي او احيانا كم لطفي هايي كه در حق اصحاب فرهنگ كرده است و صدالبته كم لطفي هايي كه بر او رفته , همواره با نامش قرين بوده است. اما به گمانم يك زاويه ديگر نيز با نام شجريان پيوند خورده و كمتر بدان توجه شده است.
آيا شجريان در آثار خود, عمده ترين وزن را به موسيقي مي دهد و بر اساس قالبهاي آن اشعارش را انتخاب مي كند يا برعكس؟ اساسا انتخاب شعر براي اين استاد آواز ايراني در چه جايگاهي است؟ من نميخواهم پاسخ قطعي به اين پرسشها بدهم و البته صلاحيت آن را نيز ندارم. ليكن به عنوان شنونده مجموعه آثار استاد محمدرضا شجريان, بر اين باورم كه او در انتخاب اشعار آوازهايش با وسواس و دقت عمل مينمايد و معمولا همانگونه كه در آثار خود گوشه هاي موسيقي اصيل ايراني را موشكافانه احيا مي نمايد, اشعار نغز و پرمغز شاعران بزرگ ايران زمين را نيز بر سر زبانها مي اندازد. گمان مي كنم كه شجريان نه تنها بر گردن مردمان امروز و فردا, كه بر گردن شعراي سلف نيز حقي بزرگ دارد و آن يادآوري اشعار آنان, ترغيب مردم به خواندن اشعارشان و خصوصا صحيح خواندن و درك معاني بلند آنهاست. و من هرچه به خزانه شعريم مراجعه مي كنم, در مي يابم كه عموما اشعاري را در حافظه خود دارم كه از نفس گرم اين استاد بزرگ آواز ايراني به يادگار گرفته ام.
مدتها بود كه در انديشه گردآوري اشعاري بودم كه استاد شجريان در آثار خود آنها را زمزمه كرده است. و مي پندارم تحليل محتواي اين مجموعه, در زمان خودش ارزشمند خواهد شد. چندين بار دست به كار شدم تا اين مجموعه را پس از گردآوري منتشر نمايم ولي...
و اينك چه گستره اي مناسب تر از اينترنت كه بتوان آن خيالات را رنگ و بوي واقعي بخشيد؟...
... از اين پس سعي مي كنم در كنار مطالب خودم اشعاري را كه توسط استاد محمدرضا شجريان در هريك از آثارش ارائه شده, با عنوان (شعر و شجريان) عرضه نمايم. شيوه اين كار چنين است:
۱ـ در هر نوبت يك شعر را به طور كامل مي نگارم. سعي خواهم كرد از همان نسخه اي كه استاد بدان استناد كرده استفاده نمايم.
۲ـ از آنجا كه عموما يك شعر به طور كامل در قطعات موسيقايي آقاي شجريان عرضه نشده, در مقابل ابياتي كه سروده شده ولي از سوي اين استاد نامي خوانده نشده است, علامت ** مي گذارم تا ابيات منتخب ايشان قابل تشخيص باشد.
۳ـ در پايان هر شعر ضمن اشاره به منبع آن, تلاش مي كنم آلبوم شعر مذكور را نيز با ذكر مشخصاتي كه در دسترس هست, ارائه نمايم.
۴ـ بخشي از آثار استفاده شده از طرف آقاي شجريان تصانيف هستند كه در مورد آن نيز به نحوي مناسب عمل خواهم كرد.
۵ـ ترديد ندارم كه با بضاعت اندك من, امكان دسترسي به همه آثار استاد وجود ندارد. چنانچه در اين راه از راهنمايي و همراهي با من دريغ نورزيد, سپاسگزار خواهم بود و چنانچه آثار قديمي يا منتشر نشده و ... ايشان را برايم ارسال نماييد با نام شما و رعايت امانت, معرفي خواهم كرد.
۶ـ زادراه من, حمايت و هدايت شما خوانندگان سخن سنج و نكته دان است كه قطعا آن را از من مسكين دريغ نمي فرماييد.
و اينك شعر امروز كه طبيعتا غزلي است از حضرت حافظ كه در دستگاه شور خوانده شده و يك بار در كنسرت مراكش و ديگر بار در آلبوم فرياد عرضه شده است.
دلا بسوز كه سوز تو كارها بكند
دعاي نيم شبي رفع صد بلا بكند
عتاب يار پريچهره عاشقانه بكش
كه يك كرشمه تلافي صد جفا بكند
ز ملك تا ملكوتش حجاب برگيرند
هر آن كه خدمت جام جهان نما بكند
طبيب عشق، مسيحا دم است و مشفق ليك
چو درد در تو نبيند، كه را دوا بكند
تو با خداي خود انداز كار و دل خوش دار
كه رحم اگر نكند مدعي، خدا بكند
ز بخت خفته ملولم بود كه بيداري
به وقت فاتحه صبح يك دعا بكند **
بسوخت حافظ و بويي ز زلف يار نبرد
مگر دلالت اين دولتش صبا بكند
** اين بيت در آوازها نيامده است.
سلام،
فرا رسیدن ماه شعبان را تبریک عرض میکنم و سلامتی و شادابی همه را آرزومندم. در سالهای دهه ۵۰ شمسی و در برنامه رادیویی برگ سبز ۲۵۸ آقای شجریان با همنوازی ویولن استاد همایون خرم و سه تار شادروان استاد احمد عبادی غزلی از غزلهای نغز سعدی علیهالرحمه را در سهگاه اجرا کردهاند که به اعتقاد حقیر جزو آثار به یاد ماندنی اقای شجریان است. به متن این غزل فاخر توجه فرمایید:
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق، این همه ایامم نیست
خالی از ذکر تو عضوی، چه حکایت باشد
سر مویی به غلط، در همه اندامم نیست **
میل آن دانه خالت، نظری بیش نبود
چون بدیدم، ره بیرون شدن از دامم نیست
شب بر آنم که مگر روز، نخواهد بودن
بامدادت چو بدیدم، خبر شامم نیست
چشم از آن روز که بر کردم و رویت دیدم
به همین دیده سر، دیدن اقوامم نیست **
نازنینا مکن آن جور که کافر نکند
ور جهودی بکنم، بهره در اسلامم نیست **
گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف
من که در خلوت خاصم، خبر از عامم نیست **
نه به زرق آمدهام تا به ملامت بروم
بندگی لازم اگر عزت و اکرامم نیست **
به سراپای تو ای دوست که از دوستیت
خبر از دشمن و اندیشه به دشنامم نیست
دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی
به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیست
سعدیا نامتناسب حیوانی باشد
هر که گوید که دلم هست و دلارامم نیست **
** این ابیات در آواز نیامده است.