شيخ بزرگ ادب پارسي حضرت سعدي در گلستان سخن خويش نقل ميكند كه: لقمان را گفتند: ادب از که آموختي ؟ گفت : از بي ادبان که هرچه از ايشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهيز کردم.
در روزگار ما كه برخي آخر الزمانش ميخوانند و بسيار پيش ميآيد كه تشخيص ميان حق و باطل و صحيح و ناسره، دشوار مينمايد؛ يافتن مرجعي كه بتوان در گرماگرم سختيها و در تمييز پديدههاي پيش رو به سلامت رست، بسي ارزشمند خواهد بود.
اين بنده كمترين، سالهاست كه در مقام نيوشيدن اين سخن حكيمانه و در هنگامه مواجهه با اموري كه سايهها و تاريكي هايي دارد از رويكرد و نگاه برخي انسانها به بروز بعضي پديدهها بهره ميبرم. از جمله اين موارد كه اغلب شاهين ترازوي تشخيص سلامت و حقانيت برخي افراد است؛ نحوه موضعگيري آقاي حسين شريعتمداري مدير مسئول نام آشناي كيهان نسبت به آنان است . چرا كه بر مبناي پند لقمان حكيم كساني كه از سوي اين آقا به انواع صفتهاي نيكو آذين ميشوند، نوعا نقصانهايي دارند و خلاصه از يك جايي ميلنگند و برعكس كساني كه از سوي ايشان به انواع اتهامات نواخته ميشوند حتما صفات و خصال نيكوي بي شمار دارند و شايسته احترام.
شطحيات اخير جناب ايشان در اصفهان كه سراسر پرخاشگري و هتاكي به آقاي خاتمي و آقاي موسوي است حاكي از نكاتي مهم است. اول آن كه ترديدي باقي نميگذارد كه مخاطبان ترهات ايشان حتما در شرافت و قوت اخلاق در قلههاي رفيع جاي دارند. دوم آن كه اين حجم از عصبانيت و تندخويي حكايت از عمق نگراني اصحاب آقاي احمدي نژاد از آرايش انتخابات و گرايش افكار عمومي به آراي كانديداها دارد.
شايد بهتر باشد كانديداهاي رياست جمهوري به جاي تلاش براي سنجش ميزان اقبال از برنامهها و آراي خود، فقط به نظاره موضعگيريها و رفتارهاي انتخاباتي دولتمردان فعلي و انصارشان بنشينند تا دريابند كه فضاي عمومي جامعه داراي چه گرايشي است.
به هر تقدير ضمن آن كه اميد زيادي به پيروزي آقاي موسوي وجود دارد، به دوستان ارجمند توصيه ميكنم قدردان موضعگيريهاي حضرت شريعت مدار باشند كه بر سبيل پند لقمان حكيم، ملاك خوبي براي تشخيص خوبيها از بديهاستسلام،
شعر امروز، غزلی است از حضرت حافظ که استاد شجریان آن را با همنوازی تار در دستگاه نوا در یک اجرای خصوصی زمزمه کردهاند و اینک تقدیم محضر شما:
بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
کز بهر جرعهای همه محتاج این دریم
روز نخست، چون دم رندی زدیم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شیوه، نسپریم
جایی که تخت و مسند جم میرود به باد
گر غم خوریم، خوش نبود به که می خوریم
تا بو که دست در کمر او توان زدن
در خون دل نشسته، چو یاقوت احمریم **
واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما
با خاک کوی دوست، به فردوس ننگریم
چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا
ما نیز هم به شعبده، دستی برآوریم **
از جرعه تو خاک زمین در و لعل یافت
بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم
حافظ چو ره به کنگره کاخ وصل نیست
با خاک آستانه این در به سر بریم
** این ابیات در آواز نیامده است.