تبليغاتX
حكايت دل

سلام،

در ميان مجموعه آثار استاد شجريان، آلبوم موسوم به خزان از جمله آثاری است که رسما منتشر نشده ولی بسياری از دوستداران ايشان آن را شنيده‌اند. امروز تصنيفی از همين آلبوم را که سروده ملک الشعرای بهار است و در دستگاه همايون مايه شوشتری اجرا شده است، تقديم می‌کنم:

 

باد صبا بر گل گذر کن

از حال گل ما را خبر کن

نازنين ما را خبر کن

 

با مدعی کمتر بنشين

نازنين، ای مه جبين

بيچاره عاشق، ناله تا کی

 

يا دل مده، يا ترک سر کن

شد خون‌فشان چشم تر من

پر خون دل شد، ساغر من

 

ای يار عزيز، مطبوع و تميز

در فصل بهار با ما مستيز

 

آخر گذشت آب از سر من

ببين چشم تر من

 

گل، چاک غم بر پيرهن زد

از غيرت، آتش در چمن زد

 

بلبل چو من شد در چمن

دستان سرا بهر وطن

 

ديدی که ظالم تيشه‌اش را

آخر به پای خويشتن زد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 18:54  توسط محمود  | 

سلام،

امروز یکصد و هفتاد و پنجمین شعر اجرا شده توسط آقای شجریان را تقديمتان می‌کنم. دوستان اين وبلاگ که از بهمن سال ۸۳ با من همراهند از فلسفه عرضه اينگونه مطالب آگاهند ولی ممکن است برخی مخاطبان محترم نياز به کسب اطلاعات بيشتری از اين وبلاگ داشته باشند. اينک مقدمه‌ای که در اولين يادداشتهای اين وبلاگ تحرير کرده بودم را محض يادآوری همراهان و آشنايی دوستان جديد، مجددا تقديم می‌کنم و سپس شعر امروز را پی می‌گيرم.

 

  ترديدي نيست كه نام آقاي  محمدرضا شجريان در آسمان هنر موسيقي ايران تا هميشه تاريخ خواهد درخشيد. چراكه آثار ايشان نه تنها از حيث آواز, كه از حيث قوت موسيقايي و از آن مهمتر, انتخاب اشعار, كم نظير و ارزشمند است. عموم كساني كه نيوشنده آثار اين استاد گرانمايه بوده‌اند, تصديق مي كنند كه در برخي موارد شيوه صحيح خواندن اشعار بزرگاني چون حافظ, سعدي, مولانا و... را از ميان آوازهاي شجريان آموخته يا دريافته‌اند. نوروزهاي دهه گذشته را به خاطر بياوريد و كارتهاي تبريك نوروزي را كه بازتاب اشعار آوازهاي شجريان است ... و مثالهايي از اين دست فراوانند.

 

  در طول ساليان ماضي, نام محمدرضا شجريان كه خود را (خاك پای مردم ايران زمين) مي‌خواند, بسيار در رسانه ها و محافل بازتاب داشته است. مواضع سياسي, اجتماعي و فرهنگي او و احيانا كم لطفی‌هايي كه در حق اصحاب فرهنگ كرده و صدالبته كم لطفی‌هايي كه بر او رفته، همواره با نامش قرين بوده است. اما به گمانم يك موضوع ديگر نيز با نام شجريان پيوند خورده و كمتر بدان توجه شده است.

  آيا شجريان در آثار خود, عمده‌ترين وزن را به موسيقي می‌دهد و بر اساس قالبهاي آن اشعارش را انتخاب مي كند يا برعكس؟ اساسا انتخاب شعر براي اين استاد آواز ايراني در چه جايگاهي است؟ من نمی‌خواهم پاسخ قطعي به اين پرسشها بدهم و البته صلاحيت آن را نيز ندارم. ليكن به عنوان شنونده مجموعه آثار استاد محمدرضا شجريان, بر اين باورم كه او در انتخاب اشعار آوازهايش با وسواس و دقت عمل می‌نمايد و معمولا همانگونه كه در آثار خود گوشه‌هاي موسيقي اصيل ايراني را موشكافانه احيا می‌کند, اشعار نغز و پرمغز شاعران بزرگ ايران زمين را نيز بر سر زبانها می‌اندازد. گمان می‌كنم كه شجريان نه تنها بر گردن مردمان امروز و فردا, كه بر گردن شعراي سلف نيز حقي بزرگ دارد و آن، يادآوري اشعار آنان، ترغيب مردم به خواندن اشعارشان و خصوصا صحيح خواندن و درك معاني بلند آنهاست. و من هرچه به خزانه شعريم مراجعه می‌كنم, درمی‌يابم كه عموما اشعاري را در حافظه خود دارم كه از نفس گرم اين استاد بزرگ آواز ايراني به يادگار گرفته ام.

مدتها بود كه در انديشه گردآوري اشعاري بودم كه استاد شجريان در آثار خود آنها را زمزمه كرده است. و می‌پندارم تحليل محتواي اين مجموعه, در زمان خودش ارزشمند خواهد شد. چندين بار دست به كار شدم تا اين مجموعه را پس از گردآوري منتشر نمايم ولي...

   و اينك چه گستره‌اي مناسب تر از اينترنت كه بتوان آن خيالات را رنگ و بوي واقعي بخشيد؟... پس سعي می‌كنم در كنار مطالب خودم اشعاري را كه توسط استاد محمدرضا شجريان در هريك از آثارش ارائه شده, با عنوان (شعر و شجريان) عرضه نمايم. شيوه اين كار چنين است:

۱ـ در هر نوبت يك شعر را به طور كامل می‌نگارم. سعي خواهم كرد از همان نسخه‌اي كه استاد بدان استناد كرده، استفاده نمايم.

 

۲ـ از آنجا كه عموما يك شعر به طور كامل در قطعات موسيقايي آقاي شجريان عرضه نشده، در مقابل ابياتي كه سروده شده ولي

از سوي اين استاد نامي خوانده نشده است, علامت ** مي گذارم تا ابيات منتخب ايشان قابل تشخيص باشد.

 

۳ـ در ابتدای هر يادداشت ضمن اشاره به منبع آن, تلاش می‌كنم نام آلبوم شعر مذكور را نيز با ذكر مشخصاتي كه در دسترس هست, ارائه نمايم.

 

۴ـ بخشي از آثار استفاده شده از طرف آقاي شجريان تصانيف هستند كه در مورد آن نيز به نحوي مناسب عمل خواهم كرد.

 

۵ـ ترديد ندارم كه با بضاعت اندك من, امكان دسترسي به همه آثار استاد وجود ندارد. چنانچه در اين راه از راهنمايي و همراهي با من دريغ نورزيد, سپاسگزار خواهم بود و چنانچه آثار قديمي يا منتشر نشده و ... ايشان را برايم ارسال نماييد با نام شما و رعايت امانت، معرفي خواهم كرد.

 

۶ـ زاد راه من، حمايت و هدايت شما خوانندگان سخن سنج و نكته دان است كه قطعا آن را از من مسكين دريغ نمي فرماييد.

 

... و اما شعر امروز:

قطعه تصنيفی از عارف قزوينی که در سال ۱۲۸۸ هجری شمسی در وصف افتخارالسلطنه دختر ناصرالدين شاه سروده شده است. اين تصنيف توسط جناب شجريان در سه‌گاه اجرا و در برنامه گلهای تازه ۱۰۷ پخش شده است. و سالها بعد يعني سال 1371 در كنسرت امريكاي شمالي ديگر بار اجرا شده است.

 

افتخار همه آفاقی و منظور منی

شمع جمع همه عشاق به هر انجمنی

 

به سر زلف پريشان تو، دلهای پريش

همه خو کرده چو عارف به پريشان وطنی

 

ز چه رو شيشه دل می شکنی؟

تيشه بر ريشه جان از چه زنی؟

 

سيم‌اندام ولی سنگدلی

سست پيمانی و پيمان شکنی

 

اگر درد من به درمان رسد، چه می شه؟

شب هجر اگر به پايان رسد، چه می‌شه؟

 

اگر بار دل به منزل رسد، چه گردد؟

شب هجر اگر به پايان رسد، چه می‌شه؟

 

ز غمت خون می‌گريم، بنگر چون می‌گريم

ز مژه دل می‌ريزد، ز جگر خون می‌آيد

 

افتخار دل و جان می‌آيد

يار بی پرده عيان می‌آيد

 

تو اگر عشوه بر خسرو پرويز کنی

همچو فرهاد روم از عقب کوه کنی  **

 

متفرق نشود مجمع دلهای پريش

تو اگر شانه بر آن زلف پريشان نزنی  **

ز چه رو شيشه دل می شکنی؟

تيشه بر ريشه جان از چه زنی؟  **

 

سيم‌اندام ولی سنگدلی

سست پيمانی و پيمان شکنی  **

 

 

به چشمت که ديده ز صورت نگيرم

اگر می‌کشی وگر می‌زنی به تيرم  **

 

تو سلطان حسن و من کمترين، فقيرم

گزندم اگر ز سلطان رسد چه می‌شه؟  **

 

ز غمت خون می‌گريم، بنگر چون می‌گريم

ز مژه دل می‌ريزد، ز جگر خون می‌آيد  **

 

خون صد سلسله جان می‌ريزد

به سر کشته جان می‌آيد  **

 

** اين ابيات در آواز نيامده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 16:33  توسط محمود  | 

سلام،

در آستانه تابستان و در روزهایی که استاد شجریان به همراه گروه شهناز در حال اجرای کنسرت در تهران هستند، اجازه دهيد غزلی بهاری از لسان‌الغيب را که استاد در برنامه گلهای تازه ۱۳ با همنوازی رحمت‌الله بديعی، منصور صارمی و جهانگير ملک در دستگاه ماهور و در پرده چنگ اجرا نموده‌اند، تقديم حضورتان کنم:

 

نوبهارست در آن کوش که خوشدل باشی

که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

 

من نگويم که کنون، با که نشين و چه بنوش

که تو خود دانی اگر زيرک و عاقل باشی

 

چنگ در پرده همين می‌دهدت پند ولی

وعظت، آنگاه کند سود که قابل باشی

 

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است

حيف باشد که ز کار همه غافل باشی

 

نقد عمرت ببرد غصه دنيا به گزاف

گر شب و روز در اين قصه مشکل باشی  **

 

گرچه راهيست پر از بيم ز ما تا بر دوست

رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی  **

 

حافظا گر مدد بخت بلندت باشد

صيد آن شاهد مطبوع شمايل باشی  **

 

** اين ابيات در آواز نيامده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 15:26  توسط محمود  |