تبليغاتX
حكايت دل

سلام،

ترديدی نيست که يکی از آثار سرامد استاد شجريان، آلبوم بيداد است که در نوع خود با توجه به شرايط زمانی و اوضاع سياسی کشور، اثری ويژه به شمار می‌رود. امروز از اين آلبوم، غزلی از حضرت لسان‌الغيب را انتخاب کرده‌ام که در دستگاه همايون به زيبايی اجرا شده است:

 

دلم رميده شد و غافلم من درويش

که آن شکاری سرگشته را چه آمد پيش

 

چو بيد بر سر ايمان خويش می‌لرزم

که دل به دست کمان‌ابروييست کافر کيش

 

خيال حوصله بحر می‌پزد، هيهات

چه‌هاست در سر اين قطره محال‌انديش

 

بنازم آن مژه شوخ عافيت‌کش را

که موج می‌زندش، آب نوش بر سر نيش

 

ز آستين طبيبان، هزار خون بچکد

گرم به تجربه، دستی نهند بر دل ريش

 

به کوی ميکده، گريان و سرفکنده روم

چرا که شرم همی آيدم ز حاصل خويش

 

نه عمر خضر بماند، نه ملک اسکندر

نزاع بر سر دنيی دون مکن درويش

 

بدان کمر نرسد دست هر گدا، حافظ !

خزانه‌ای به کف آور ز گنج قارون بيش

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 16:3  توسط محمود  | 

سلام،

کم و بيش می‌دانيم که آلبوم نفيس قاصدک استاد شجريان در محاق توقيف يا عدم انتشار است . در اين آلبوم قطعه شعر معروف شادروان اخوان ثالث که نام آلبوم هم از همان نام برگرفته شده، در راست پنجگاه اجرا شده است که امروز تقديم حضورتان می‌کنم:

 

قاصدک! هان چه خبر آوردی؟

از کجا وز که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی، اما، اما

گرد بام و در من، بی‌ثمر می‌گردی

 

انتظار خبری نيست مرا

نه ز ياری، نه ز ديار و دياری،

باری، برو آنجا که بود

چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تو را منتظرند

 

قاصدک! در دل من، همه کورند و کرند

دست بردار ازين در وطن خويش غريب

 

قاصدک! تجربه‌های همه تلخ

با دلم می‌گويد،

که دروغی تو، دروغ

که فريبی تو، فريب

 

قاصدک! هان، ولی... آخر ... ای وای

راستی، آيا رفتی با باد؟

با توام، آی کجا رفتی، آی

راستی آيا جايی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی، جايی؟

 

در اجاقی طمع شعله نمی بندم

خردک شرری هست هنوز؟

 

قاصدک! ابرهای همه عالم، شب و روز

در دلم می‌گريند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 20:1  توسط محمود  |