تبليغاتX
حكايت دل

سلام،

اغلب ما، حضرت مولانا جلال‌الدين را با سرايش مثنوی ها و غزليات می‌شناسيم اما حضرتش را رباعيات نغز و زيبايی است که استاد شجريان سالها پيش ۲ تا از همين رباعيها را در برنامه گلهای تازه ۱۵۸ و در دستگاه شور اجرا کرده است. در سال مولانا این رباعیات تقدیم محضر شما:

 

نازار دلی را که تو جانش باشی

معشوقه پيدا و نهانش باشی

زان می‌ترسم که از دل‌آزردن تو

دل خون شود و تو در ميانش باشی

 

دانی که به ديدار تو چونم تشنه

هر لحظه که بينمت فزونم تشنه

من تشنه آن دو چشم مخمور توام

عالم همه زين سبب به خونم تشنه 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 20:46  توسط محمود  | 

سلام،

حتما فيلم سينمايی دلشدگان را به خاطر داريد. اين اثر زيبا که به همت مرحوم علی حاتمی و برای يادمان هزاره باربد تهيه شده بود حاوی مجموعه متنوعی از اشعار نو و کهن فارسی بود که توسط استاد شجريان اجرا شده بود و از جمله آنها يک تصنيف مرکب که شامل يک رباعی از حضرت حافظ و يک قطعه از شادروان فريدون مشيری است. اين مجموعه آثار در آلبوم دلشدگان عرضه شده و اين تصنيف نيز در شوشتری اجرا شده است. شایان توضیح آنکه ظاهرا سروده شادروان مشیری توسط مرحوم حاتمی دستکاری شده و مایه کدورت میان شاعر و کارگردان هم گردیده بود:

 

 

پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب

تا در اين پرده جز انديشه او نگذارم

ديده بخت به افسانه او شد در خواب

کو نسيمی ز عنايت که کند بيدارم**

 

 

يارم به يک لا پيرهن

خوابيده زير نسترن

مست است و هشيارش کند

 

ای ماهتاب آهسته‌تر

از بام قصدش کن، گذر

ترسم صدای پای تو از خواب بيدارش کند***

 

** این رباعی از حضرت حافظ است.

*** این قطعه در اجرا اینگونه است:

ای آفتاب آهسته نه

پا در حریم یار من

ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 19:49  توسط محمود  |