سلام،
اغلب ما، حضرت مولانا جلالالدين را با سرايش مثنوی ها و غزليات میشناسيم اما حضرتش را رباعيات نغز و زيبايی است که استاد شجريان سالها پيش ۲ تا از همين رباعيها را در برنامه گلهای تازه ۱۵۸ و در دستگاه شور اجرا کرده است. در سال مولانا این رباعیات تقدیم محضر شما:
نازار دلی را که تو جانش باشی
معشوقه پيدا و نهانش باشی
زان میترسم که از دلآزردن تو
دل خون شود و تو در ميانش باشی
دانی که به ديدار تو چونم تشنه
هر لحظه که بينمت فزونم تشنه
من تشنه آن دو چشم مخمور توام
عالم همه زين سبب به خونم تشنه
سلام،
حتما فيلم سينمايی دلشدگان را به خاطر داريد. اين اثر زيبا که به همت مرحوم علی حاتمی و برای يادمان هزاره باربد تهيه شده بود حاوی مجموعه متنوعی از اشعار نو و کهن فارسی بود که توسط استاد شجريان اجرا شده بود و از جمله آنها يک تصنيف مرکب که شامل يک رباعی از حضرت حافظ و يک قطعه از شادروان فريدون مشيری است. اين مجموعه آثار در آلبوم دلشدگان عرضه شده و اين تصنيف نيز در شوشتری اجرا شده است. شایان توضیح آنکه ظاهرا سروده شادروان مشیری توسط مرحوم حاتمی دستکاری شده و مایه کدورت میان شاعر و کارگردان هم گردیده بود:
پاسبان حرم دل شدهام شب همه شب
تا در اين پرده جز انديشه او نگذارم
ديده بخت به افسانه او شد در خواب
کو نسيمی ز عنايت که کند بيدارم**
يارم به يک لا پيرهن
خوابيده زير نسترن
مست است و هشيارش کند
ای ماهتاب آهستهتر
از بام قصدش کن، گذر
ترسم صدای پای تو از خواب بيدارش کند***