سلام،
اين شبها نوای ملکوتی ربنای استاد شجريان از سفره های افطار ایرانیان به آسمان پر میکشد. اجازه دهيد به همين مناسبت امروز غزلی از حضرت حافظ را که جناب شجريان آن را يک بار در سهگاه اجرا و در آلبوم انتظار دل عرضه کرده و پيش از آن نيز در دستگاه ماهور با همنوازی نی استاد کسايی، تار استاد جليل شهناز، سهتار مرحوم عبادی و تنبک مرحوم افتتاح در برنامه گلهای تازه ۱۲۱ اجرا و عرضه کرده است، تقديم نمايم:
آنان که خاک را به نظر کيميا کنند
آيا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبيبان مدعی
باشد که از خزانه غيبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد
هرکس حکايتی به تصور چرا کنند
چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهديست
آن به که کار خود به عنايت رها کنند
بیمعرفت نباش که در من يزيد عشق
اهل نظر، معامله با آشنا کنند **
حالی درون پرده بسی فتنه میرود
تا آن زمان که پرده برافتد چه ها کنند
گر سنگ از اين حديث بنالد عجب مدار
صاحبدلان، حکايت دل خوش ادا کنند
می خور که صد گناه ز اغيار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ريا کنند **
پيراهنی که آيد ازو بوی يوسفم
ترسم برادران غيورش قبا کنند
بگذر به کوی ميکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
پنهان ز حاسدان بخورم خون که منعمان
خير نهان برای رضای خدا کنند **
حافظ، دوام وصل ميسر نمی شود
شاهان کم التفات به حال گدا کنند **
** اين ابيات در آوازها نيامده است.
سلام،
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به محضر همگان تهنیت عرض می نمایم. اجازه دهید به همین مناسبت اثری مرتبط را خدمتتان تقدیم کنم. در آلبوم انتظار دل که يکی از مجموعه آثار جاودانه آقای شجريان است، حضرتش غزل معروف سنايی را در افشاری اجرا و عرضه کرده است، که تقديم میکنم:
ملکا ذکر تو گويم که تو پاکی و خدايی
نروم جز به همان ره که توام راهنمايی
همه درگاه تو جويم، همه از فضل تو پويم
همه توحيد تو گويم که به توحيد سزايی
تو زن و جفت نداری، تو خور و خفت نداری
احد بیزن و جفتی، ملک کامروايی **
نه نيازت به ولادت، نه به فرزندت حاجت
تو جليلالجبروتی، تو نصيرالامرايی **
تو حکيمی، تو عظيمی، تو کريمی، تو رحيمی
تو نماينده فضلی، تو سزاوار ثنايی
بری از رنج و گدازی، بری از درد و نيازی
بری از بيم و اميدی، بری از چون و چرايی **
بری از خوردن و خفتن، بری از شرک و شبيهی
بری از صورت و رنگی، بری از عيب و خطايی **
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو جستن که تو در وهم نيايی
نبد اين خلق و تو بودی، نبود خلق و تو باشی
نه بجنبی، نه بگردی، نه بکاهی، نه فزايی **
همه عزی و جلالی، همه علمی و يقينی
همه نوری و سروری، همه جودی و جزايی **
همه غيبی تو بدانی، همه عيبی تو بپوشی
همه بيشی تو بکاهی، همه کمی تو فزايی **
احد ليس کمثله، صمد ليس له ضد
لمنالملک تو گويی که مر آن را تو سزايی **
لب و دندان سنايی همه توحيد تو گويد
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهايی
سلام،
جناب شجريان در آلبوم به ياد ماندنی ياد ايام غزلی زيبا و فاخر از شيخ اجل سعدی را در دستگاه شور اجرا و عرضه کرده است، که امروز آن را تقديم محضرتان میکنم:
سلسله موی دوست، حلقه دام بلاست
هر که در اين حلقه نيست، فارغ از اين ماجراست
گر بزنندم به تيغ، در نظرش بیدريغ
ديدن او يک نظر، صد چو منش خونبهاست
گر برود جان ما در طلب وصل دوست
حيف نباشد که دوست، دوستتر از جان ماست
دعوی عشاق را شرع نخواهد بيان
گونه زردش دليل، ناله زارش گواست **
مايه پرهيزگار، قوت صبر است و عقل
عقل گرفتار عشق، صبر زبون هواست **
دلشده پايبند، گردن جان در کمند
زهره گفتار نه، کاين چه سبب وان چراست
مالک ملک وجود، حاکم رد و قبول
هر چه کند جور نيست ور تو بنالی جفاست **
تيغ برآر از نيام، زهر برافکن به جام
کز قبل ما قبول، وز طرف ما رضاست **
گر بنوازی به لطف، ور بگدازی به قهر
حکم تو بر من روان، زجر تو بر من رواست
هر که به جور رقيب يا به جفای حبيب
عهد فراموش کند، مدعی و بیوفاست **
** اين ابيات در آواز نيامده است.
سلام،
در برنامه فاخر گلهای تازه ۸۵ که از جمله مجموعه برنامههای به ياد ماندنی راديو در دهه ۵۰ شمسی است، استاد شجريان غزلی از حضرت حافظ را در دستگاه شور با همنوازی تار استاد فرهنگ شريف و ويولن مرحوم بديعی زمزمه کرده است که امروز تقديم میکنم:
ساقی بيا که يار ز رخ پرده برگرفت
کار چراغ خلوتيان باز در گرفت
آن شمع سرگرفته، دگر چهره برفروخت
وين پير سالخورده، جوانی ز سر گرفت
آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن، حذر گرفت
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عيسی دمی بفرستاد و برگرفت
زنهار از آن عبارت شيرين دلفريب
گويی که پسته تو سخن در شکر گرفت
هر سروقد که بر مه و خور، حسن می فروخت
چون تو درآمدی پی کار دگر گرفت
زين قصه، هفت گنبد افلاک پر صداست
کوته نظر ببين که سخن، مختصر گرفت
حافظ، تو اين سخن ز که آموختی که بخت
تعويذ کرد شعر تو را و به زر گرفت **
** اين بيت در آواز نيامده است.