تبليغاتX
حكايت دل

سلام،

در تير سال ۱۳۷۲ و در جريان کنسرتی که آقای شجريان با همنوازی تار استاد محمدرضا لطفی در پاريس اجرا کردند، غزلی از حضرت حافظ در بيات اصفهان اجرا شد که بعدا در آلبوم چشمه نوش عرضه شد و اکنون تقديم شما می‌کنم. البته شايان ذكر آن كه اين غزل زيبا يك بار هم در افشاري و در برنامه راديويي برگ سبز 216 توسط جناب شجريان اجرا شده است:

 

 

ما سرخوشان مست دل از دست داده‌ايم

همراز عشق و همنفس جام باده‌ايم

 

بر ما بسی کمان ملامت کشيده‌اند

تا کار خود، ز ابروی جانان گشاده‌ايم

 

ای گل تو دوش، داغ صبوحی کشيده‌ای

ما آن شقايقيم که با داغ زاده‌ايم  **

 

پير مغان ز توبه ما گر ملول شد

گو باده صاف کن که به عذر، ايستاده‌ايم  **

 

کار از تو می رود، مددی ای دليل راه

کانصاف می‌دهيم و ز راه اوفتاده‌ايم  **

 

چون لاله، می مبين و قدح در ميان کار

اين داغ بين که بر دل خونين نهاده‌ايم

 

گفتی که حافظ، اين همه رنگ و خيال چيست

نقش غلط مبين که همان لوح ساده‌ايم  **

 

** اين ابيات در آواز نيامده است. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 17:52  توسط محمود  | 

سلام،

با اجازه امروز غزلی از جناب شهريار را که استاد شجريان در برنامه گلهای تازه ۵۴ با همنوازی مرحوم بديعی و جناب فرهنگ شريف در مايه دشتی اجرا کرده است، تقديم می‌کنم:

 

تا کی در انتظار گذاری به زاريم

باز آی بعد از اين همه چشم انتظاريم

 

ديشب به ياد زلف تو در پرده‌های ساز

جانسوز بود شرح سيه روزگاريم

 

بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود

ديشب که ساز داشت سر سازگاريم

 

شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد

چشمی نماند شاهد شب زنده‌داريم

 

طعم شکار آهوی سر در کمند نيست

ماند به شير، شيوه وحشی شکاريم **

 

شرمم کشد که بی تو نفس می‌کشم هنوز

تا زنده ام بس است همين شرمساريم

 

** اين بيت در آواز نيامده است.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 18:0  توسط محمود  | 

سلام،

به زعم من، يکی از زيباترين و دلنشين‌ترين آثار آقای شجريان، آلبوم شب، سکوت، کوير است. امروز غزلی از حضرت عطار را که ايشان در کنار نوازندگان بزرگی همچون حاج قربان سليمانی و با موسيقی مقامی خراسان اجرا کرده‌اند، و در این آلبوم عرضه شده است، تقديم می‌کنم:

 

لعل تو داغی نهاد، بر دل بريان من

زلف تو در هم شکست، توبه و پيمان من

 

بی تو دل و جان من، سير شد از جان و دل

جان و دل من تويی ای دل و ای جان من

 

چون گهر اشک من، راه نظر جست، بست

چون نگرد در درخت، ديده گريان من  **

 

هر در عشقت که دل داشت نهان از جهان

بر رخ زردم فشاند، اشک درافشان من

 

شد دل بيچاره خون، چاره دل هم تو ساز

زان که تو دانی که چيست بر دل بريان من

 

گر تو نگيريم دست، کار من از دست شد

زان که ندارد کران، وادی هجران من

 

هم نظری کن ز لطف تا دل درمانده را

بو که به پايان رسد، راه بيابان من

 

هست دل عاشقت، منتظر يک نظر

تا که برآيد ز تو حاجت دو جهان من  **

 

تو دل عطار را سوخته خويش دار

زان که دل سنگ، سوخت از دل سوزان من  **

 

** اين ابيات در آواز نيامده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 17:7  توسط محمود  | 

سلام،

در جريان يکی از کنسرتهای معروف استاد شجريان در لس آنجلس که در دهه ۷۰ شمسی اجرا شد، ايشان يکی از غزلهای زيبای حافظ را در بيات ترک اجرا و در آلبومی با نام دل مجنون عرضه کرده است که تقديم می‌کنم. البته اين غزل زيبا به همين نحو در كنسرت مراكش با همراهي همايون شجريان و حسين عليزاده و كيهان كلهر نيز اجرا شده است:

 

 

نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آيد

فغان که بخت من از خواب در نمی‌آيد

 

صبا به چشم من انداخت، خاکی از کويش

که آب زندگيم در نظر نمی‌آيد

 

قد بلند تو را تا به بر نمی‌گيرم

درخت کام و مرادم به بر نمی‌آيد  **

 

مگر به روی دلارای يار ما ورنی

به هيچ وجه دگر، کار بر نمی‌آيد

 

مقيم زلف تو شد دل که خوش سوادی ديد

وز آن غريب بلاکش، خبر نمی‌آيد

 

ز شست صدق گشادم، هزار تير دعا

ولی چه سود، يکی کارگر نمی‌آيد  **

 

بسم حکايت دل هست با نسيم سحر

ولی به بخت من امشب، سحر نمی‌آيد

 

در اين خيال به سر شد زمان عمر و هنوز

بلای زلف سياهت به سر نمی‌آيد

 

ز بس که شد دل حافظ، رميده از همه کس

کنون ز حلقه زلفش، به در نمی‌آيد

 

** اين ابيات در آواز نيامده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 19:35  توسط محمود  |