سلام،
شوريده شيرازی که به شوريده اعمی نيز معروف است، از شاعران دوره ناصرالدين شاه بوده و علاوه بر اشعار زيبا به تصنيف سرايی نيز دست زده است که در مواردی اين آثار جزو بدايع ادبی به شمار میروند. امروز تصنيف بسيار زيبا و هنرمندانه اين شاعر را که آقای شجريان در دستگاه شور اجرا و در آلبوم معمای هستی ارائه كرده است، تقديم میکنم. البته اين تصنيف سالها پيش از اين نيز توسط استاد در دستگاه شور با تنظيم مرحوم خالقي و آهنگ علي اكبر خان شيدا در برنامه گلهاي رنگارنگ 292 اجرا شده بود.
هرچه کنی بکن، مکن ترک من ای نگار من
هرچه بری ببر، مبر سنگدلی به کار من
هرچه بری ببر، مبر رشته الفت مرا
هرچه کنی بکن، مکن خانه اختيار من
هرچه روی برو، مرو راه خلاف دوستی
هرچه زنی بزن، مزن طعنه به روزگار من
هرچه كشي بكش، مكش باده به بزم مدعي
هرچه خوري بخور، مخور خون دل فگار من **
هرچه شوي بشو، مشو تشنه به خون زار من
هرچه نهي بنه، منه دام به رهگذار من **
سلام،
سالها پيش که ميان جناب شجريان و جناب مشکاتيان قرابت کاری وجود داشت، يک اثر وزين و بديع خلق شد که ارکستر سمفونيک تهران آن را با تنظيم جناب روشنروان اجرا کرد و نام آلبومش را دود عود گذاردند. امروز يکی از قطعات آن را که شعری است از عطار نيشابوری تقديمتان میکنم:
در عشق تو عقل سرنگون گشت
جان نيز خلاصه جنون گشت
خود، حال دلم چگونه گويم
کان کار به جان، رسيده چون گشت
بر خاک درت به زاری زار
از بس که به خون بگشت، خون گشت
خون دل ماست يا دل ماست
خونی که ز ديدهها برون گشت
درمان چه طلب کنم که عشقت
ما را سوی درد، رهنمون گشت
آن مرغ که بود زيرکش نام
در دام بلای تو زبون گشت **
لختی پر و بال زد به آخر
از پای فتاد و سرنگون گشت **
تا دور شدم من از در تو
از ناله دلم چو ارغنون گشت
تا قوت عشق تو بديدم
سرگشتگيم بسی فزون گشت
تا درد تو را خريد عطار
قد الفش به سان نون گشت **
عطار که بود کشته تو
درياب که کشتهتر کنون گشت **
** اين ابيات در آواز نيامده است.
سلام،
مدتی است از حافظ نگفتهايم. اجازه دهيد غزلی از خواجه شيراز را که آقای شجريان در دستگاه شور اجرا و در آلبوم معمای هستی عرضه کرده است، تقديم کنم:
ما ز ياران چشم ياری داشتيم
خود غلط بود، آنچه میپنداشتيم
تا درخت دوستی برگی دهد
حاليا رفتيم و تخمی کاشتيم
گفتگو آيين درويشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتيم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگماشتيم
شيوه چشمت فريب جنگ داشت
ما ندانستيم و صلح انگاشتيم
نکته ها رفت و شکايت کس نکرد
جانب حرمت فرو نگذاشتيم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتيم
سلام،
حتما شما هم از همام که از مريدان امام علی (ع) بود چيزهايی شنيدهايد. همام روزی نزد امام رفت و با اصرار از ايشان خواست تا اندر صفات پارسايان برايش سخن بگويد و امام خطبهای راند که از عظمت گفتار و محتوای آن، همام در دم جان داد.
در آن خطبه، امام به بيان صفات و رفتار و کردار متقين میپردازد.
ضمن آن که توصيه میکنم متن اين خطبه را در نهجالبلاغه ببينيد، دعوتتان میکنم به دو منبع ديگر هم حتما سر بزنيد. مرحوم محیالدين الهی قمشهای تمامی اين داستان و شرح خطبه را به طرز زيبايی به نظم درآورده است که در مجموعه آثار ايشان میتوانيد بيابيد و جناب دکتر سروش هم در کتابی با نام اوصاف پارسايان با ظرافت هرچه تمامتر در اين باب سخن گفته است. امید که بتوانم برخی مواقع گوشههايی از اين متون را تقديمتان کنم.
سلام،
اين روزها در آستانه آغاز سال جدید قمری و عزاداریهای محرم هستيم. بی مناسبت نديدم که شعر معروف حضرت سعدی را که آقای شجريان بخشهايی از آن را در ابوعطا اجرا و در آلبوم پيوند مهر عرضه کرده است، تقديم کنم.
ای ساربان آهسته ران، کآرام جانم میرود
وان دل که با خود داشتم، با دلستانم می رود
من ماندهام مهجور ازو، درمانده و رنجور ازو
گويی که نيشی دور ازو، بر استخوانم میرود **
گفتم به نيرنگ و فسون، پنهان کنم راز درون
پنهان نمیماند که خون بر آستانم میرود **
محمل بدار ای ساربان، تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گويی روانم میرود
او میرود دامنکشان، من زهر تنهايی چشان
ديگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم میرود
برگشت يار سرکشم، بگذاشت عيش سرخوشم
چون مجمری پرآتشم، کز سر دخانم میرود **
با آن همه بيداد او وان عهد بیبنياد او
در سينه دارم ياد او يا بر زبانم میرود **
باز آی و بر چشمم نشين، ای دلستان نازنين
کآشوب و فرياد از زمين بر آسمانم میرود **
شب تا سحر مینغنوم، اندرز کس مینشنوم
وين ره نه قاصد میروم، کز کف عنانم میرود **
گفتم بگيرم تا ابل چون خر فرو ماند به گل
وين نيز نتوانم که دل با کاروانم میرود **
صبر از وصال يار من، برگشتن از دلدار من
گرچه نباشد کار من، هم کار از آنم میرود **
در رفتن جان از بدن گويند هرنوعی سخن
من خود به چشم خويشتن، ديدم که جانم میرود **
سعدی فغان از دست ما، لايق نبود ای بیوفا
طاقت نمیآرم جفا کار از فغانم میرود **
** اين ابيات در آواز نيامده است.